سلام امروز با یه فیلتر شکن بسیار قوی اومدم که اینو یکی از دوستانم بهم معرفی کرده که دستش واقعا درد نکنه(امیر خان).این فیلتر شکن دلم نیومد براتون نذارم چون واقعا حیف ازش استفاده نکنید!!!!! طرز کارشم خیلی آسونه فقط نصب کنید و به هیچ چیزشم دست نزنید حالا با همون اینترنت اکسپلورر هر سایتی رو میخواید باز کنید!!!!!!!!!!!! هر سوالیم داشتید تو قسمت نظرات بپرسید!!!!!!!
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم آذر 1384ساعت 16:36 توسط عباس |
سلام امروز یه آهنگ فوق العاده براتون گذاشتم که امیدوارم خوشتون بیاد این آهنگ یکی از قشنگ ترین آهنگ پاپ ایرانی قدیمی که با اینکه خیلی از دوران اوجش میگذره ولی هنوزم حرف واسه گفتن خیلی داره. بهبتون پیشنهاد میکنم حتما دانلودش کنید و ازش لذت ببرید.!!!!!!!!!!!!![]()
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم آذر 1384ساعت 15:6 توسط عباس |
سلام دوباره .یکی از دوستانم برنامه ی مجیک لوگین جدید رو خواسته بود که براش گذاشتم .این برنامه میتونه چندین یاهو مسنجرو با هم باز کنه به درد خیلیها میخوره
.حتما دانلود کنید .کار باهاشم خیلی آسونه برنامرو نصب کنید واجراش کنید روی crack it کلیک کنید و چند ثانیه صبر کنید .حالا هرچند تا یاهو میخواید باز کنید.کافیه هر بار روش دوبار کلیک کنید!!!!!!!!!!
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم آذر 1384ساعت 13:28 توسط عباس |
گلي جان سفره دل را برايت پهن خواهم كرد گلي جان وحشت از سنگ است و سنگ انداز و گرنه من برايت شعرهاي ناب خواهم خواند در اينجا وقت گل گفتن زمان گل شنفتن نيست نهان در آستين همسخن ماري درون هر سخن خاري ست گلي جان در شگفتم از تو و اين پاكي روشن شگفتي نيست ؟ كه نيلوفر چنين شاداب در مرداب مي رويد ؟ از اينجا تا مصيبت راه دوري نيست از اينجا تا مصيبت سنگ سنگش - قصه تلخ جدائي ها سر هر رهگذرش مرگ عشق و آشنايي هاست از اينجا تا حديث مهرباني راه دشواري ست بيابان تا بيابانش پر از درد است *** مرا سنگ صبوري نيست گلي جان با توام سنگ صبورم باش! شبم را روشنائي بخش گلي، درياي نورم باش !
***
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 19:12 توسط عباس |
باران، قصيده واري،
- غمناك -
آغاز كرده بود.
مي خواند و باز مي خواند،
بغض هزار ساله ي درونش را
انگار مي گشود
اندوه زاست زاري خاموش!
ناگفتني است...
اين همه غم؟!
ناشنيدني است!
***
پرسيدم اين نواي حزين در عزاي كيست؟
گفتند: اگر تو نيز،
از اوج بنگري
خواهي هزار بار از اوج تلخ تر گريست!
*****
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 19:0 توسط عباس |
سلام لتفا هر درخواستی داشتید تو نظرات مطرح کنید !!
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 16:13 توسط عباس |
دلم گرفته است دلم گرفته است به ایوان میروم و انگشتانم را بر پوست کشیده ی شب می کشم چراغ های رابطه تاریکند چراغ های رابطه تاریکند کسی مرا به افتاب معرفی نخواهد کرد کسی مرا به مهمانی گنجشک ها نخواهد برد پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنی است. ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم آذر 1384ساعت 19:16 توسط عباس |
حتمن کتاب شهر آشوب رو بخونید!
+ نوشته شده در شنبه پنجم آذر 1384ساعت 17:25 توسط عباس |
هنوز هم نمیدانم که چرا تو خود را
مسئول تقدیر دانستی!
چرا تو فکر کردی که باید
تاوان همه کس را بدهی؟
جز آن که هرچه کردی وگفتی
نشان از صداقت داشت.
پس به کدامین گناه ناکرده
سالهای عمر را
-تنهابه خاطر دیگران-
با هیچ معامله کردی!!!!!!!!!!!!!!!!!!
+ نوشته شده در شنبه پنجم آذر 1384ساعت 17:18 توسط عباس |
خواهشن نظر یادتون نره!!!!!!!!!
![]()
+ نوشته شده در شنبه پنجم آذر 1384ساعت 17:16 توسط عباس |
+ نوشته شده در شنبه پنجم آذر 1384ساعت 17:9 توسط عباس |

+ نوشته شده در شنبه پنجم آذر 1384ساعت 16:33 توسط عباس |

+ نوشته شده در شنبه پنجم آذر 1384ساعت 16:32 توسط عباس |

+ نوشته شده در شنبه پنجم آذر 1384ساعت 16:24 توسط عباس |
فروغ آن دخترک زیرک و بازیگوش......... فروغ آن نو جوان سبکبار و فارق، فارق از هر قیدی که او را از آنچه که حق خود میدانست دور می کرد. فروغ آن زن ،زنی که فریاد زنان بود...و مادر شد.... و آنقدر گفت و نوشت تا ذهن خود را با قلم بر سپیدی کاغذ گسترد. و باز هم سبکبار و فارق ،اما بزرگتر ...او هنوز همان دخترک بازیگوش بود.... تنها با این تفاوت که تا آن روز چشمهای اطرافیان را گرد از تعجب می کرد و امروز،چشمان تمام آدم ها را آدمهای این شهر...که او به آشوب شان کشید. همه را در هم ریخت...همه را با ذهنیتو دیدگاهشان......
+ نوشته شده در جمعه چهارم آذر 1384ساعت 2:33 توسط عباس |
همیشه همینطور است....... همیشه اینگونه بوده است: تا آن هنگام که هستند نه هنرشان و نه خودشان را بر نمی تابیم ولی گذر زمان که تاریخ نام نهادیمش که تمامیشان بر تر از تنگ نظری ها بوده اند. آن هنگام که رفتند همچنان که او (فروغ جاودانه ) شد.![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
به تکرار نشان داده است![]()
![]()
ماندندو جاودانه شدند.![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در جمعه چهارم آذر 1384ساعت 2:10 توسط عباس |
| ||||||